ژیوارنامه

قتل گریبایدوف در 22 بهمن | ماجرای قتل از زبان برادرش

قتل گریبایدوف در 22 بهمن

22 بهمن همیشه یادآور رشادت‌ها و مقاومت جوانان انقلابی است که مصادف با پیروزی بزرگ انقلاب اسلامی می‌باشد. شاید فکر کنید تنها واقعه و مناسبت 22 بهمن‌ماه پیروزی انقلاب است. اما در این روز اتفاقات پرهیجان دیگری نیز افتاده است که خواندن آن‌ها خالی از لطف نیست و حتماً برایتان جالب خواهد بود. یکی از این اتفاقات ماجرای حمله به سفارت روسیه و قتل گریبایدوف در 22 بهمن است که در ادامه برایتان تعریف خواهیم کرد.

قتل گریبایدوف در 22 بهمنگریبایدوف کیست؟

الکساندر سرگئیویچ گریبایدوف فردی روسی است که یک شخصیت دیپلمات داشته است و شغل اصلی او نویسندگی نمایشنامه، شعر و ساخت آهنگ بوده است. وی در نوشتن شعرهای کمدی بسیار معروف بود و در دوره سلسله قاجار وارد سیاست شده و به‌عنوان سفیر روسیه در ایران منصوب گشت. سال‌هایی که گریبایدوف در سفارت روسیه در ایران مشغول به کار بود مصادف با پیمان گلستان در سال 1813 و معاهده ترکمانچای در سال 1828 بوده است که وی و همه کارمندان سفارت روسیه به دلیل سیاست‌های تحمیل‌گرایانه روسیه در آن زمان برای واگذاری سرزمین‌های شمالی ایران مانند قسمت‌هایی از قفقاز مورد خشم مردم ایران قرارگرفته بودند. اعتقاد بر این است که در تصویب این دو پیمان‌نامه گریبایدوف نقش محوری داشته است و از همان زمان ایرانیان نسبت به او کینه داشتند. شاید زندگی‌نامه ملکه انگلیس برای شما جالب باشد.

قتل گریبایدوف در 22 بهمنماجرای قتل گریبایدوف از زبان برادرش

الکساندر پوشکین بردار گریبایدوف است که او نیز طبع شاعری داشته است. وی می‌گوید در 11 ژوئن 1829 برای دیدار برادرش به جبهه ترکیه سفرکرده است. او در مرز ارمنستان و گرجستان، درحالی‌که در کوه‌های قفقاز در حال سفر بوده است، این‌گونه شرح‌حال خود را در کتب تاریخ می‌نویسد: چند دقیقه‌ای را استراحت کردم و دوباره راه افتادم و مقابل ساحل بلند رودخانه قلعه یک گاری دیدم. دو گاو به این گاری بسته‌شده بودند و چند گرجی آن را هدایت می‌کردند. از جاده شیب‌دار پایین می‌آمدند. از آن‌ها پرسیدم اهل کجایید؟ گفتند: تهران. بار آن‌ها جنازه گریبایدوف برادرم من بود که او را به تفلیس می‌بردند.

قتل گریبایدوف در 22 بهمندر حمله به سفارت روسیه واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟

عهدنامه ترکمانچای در تاریخ 20 بهمن‌ماه 1206 در ناحیه‌ای با همین نام بین عباس‌میرزا که ولیعهد وقت ایران بود و گریبایدوف که در آن زمان وزیر خارجه روس شده بود، امضا شد. طبق این قرارداد بخش‌های وسیعی از ایران به روسیه تعلق گرفت، 20 میلیون روبلی (واحد پول روسیه) از ایران گرفته‌ شد و تمامی نسخه‌های خطی کتابخانه بسیار ارزشمند شیخ صفی‌الدین اردبیلی نیز به روسیه انتقال پیدا کرد. گریبایدوف نیز بعد از امضای این پیمان‌نامه پرسود 40 هزار روبل روسی پاداش گرفت و بعد از مدتی سفیر روسیه در تهران شد. زمانی که فهمید تعدادی از زنان گرجی در منزل‌های مردان ایرانی هستند طبق ماده سیزده عهدنامه ترکمانچای آن‌ها را اسیر تلقی کرده و از دولت ایران درخواست استرداد آن‌ها را کرد. بااین‌حال فردی به نام آغا یعقوب ارمنی با پیگیری‌های زیاد این مشکل را برطرف کرد. اما در نهایت باز هم دو زن به دولت روسیه پناهنده شدند.

مفاد عهدنامه ترکمانچای اصلاً به نفع ایران نبود و مردم به‌محض اطلاع از آن بسیار خشمگین شدند. آن‌ها در ابتدا با تعطیل کردن بازارها و فعالیت‌های این‌چنینی خشم خود و تقاضایشان برای به هم زدن این عهدنامه را اعلام کردند. اما بعد از پناهنده شدن آغا یعقوب ارمنی به سفارت روسیه دیگر کوتاه نیامدند و به امر مجتهدی به نام میرزا مسیح مجتهد، در 22 بهمن 1207 یعنی تقریباً یک سال بعد به سفارت روسیه حمله کردند و دستشان به هرکسی رسید، او را کشتند. از بین همه افرادی که در این سفارت بودند که شامل گریبایدوف نیز می‌شد، تنها مالتسوف_ مالتزوف، دبیر اول سفارت جان سالم به در برد. سرانجام نیز جنازه گریبایدوف که کاملاً متلاشی‌شده بود شناسایی و به تفلیس فرستاده شد.

 بعد از این ترور تنش‌های زیادی بین دو دولت روسیه و ایران ایجاد شد که برای کاهش این تنش‌ها هیئتی تشکیل شد و امیرکبیر نیز در آن حاضر بود. در آن زمان امیرکبیر علاوه بر صدارت، عملاً امور وزارت خارجه را نیز بر عهده داشت. وی به فوت‌وفن‌های برخورد با دولت‌های خارجی بسیار آشنا بود و در این زمینه شهرت فراوانی داشت؛ به همین دلیل به‌خوبی می‌توانست اوضاع را کنترل کند. او بعدازاین جلسه عذرخواهی فتحعلی شاه را به تزار نیکلای یکم، پادشاه وقت روسیه اعلام کرد. میرزا مسیح نیز که عامل این ترور بود به تقاضای دولت روس به عتبات تبعید گشت و شاه ایران الماسی بزرگ، معروف به الماس شاه را به تزار روسیه پیشکش نمود تا از جنگ جلوگیری کند.

قتل گریبایدوف در 22 بهمنجمع‌بندی

با قتل گریبایدوف توسط مردم عادی ایران در آن زمان، هم دولت‌های خارجی و هم دولت وقت ایران متوجه شدند که مردم ایران حرف زور را نمی‌پذیرند و مستعمره کسی نمی‌شوند.

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.