ژیوارنامه

زندگی هیتلر بخش چهارم | مجموعه نقاشی‌های زیبای هیتلر

نویسنده: جناب آقای امید قادری

قسمت چهارم

هیتلر در خانه مساکین وین، کارت اقامت هفتگی دریافت کرد و برای نخستین بار تحقیر عریان شدن در برابر دیگران و حمام دسته جمعی را تحمل نمود.

هیتلر در آنجا با جوانی به نام هانیش آشنا شد و وقتی هانیش فهمید هیتلر ذوق نقاشی دارد او را تشویق کرد که با نقاشی روی کارت پستال درآمدی کسب کند.

هانیش پیشنهاد داد که می‌توانند با حمالی در ایستگاه راه آهن یا پارو کردن برف پول لازم برای خرید وسایل نقاشی را فراهم کنند.

هیتلر حاضر به مشارکت شد ولی پیشنهاد هانیش را برای حمالی نپذیرفت و سرانجام هیتلر را وادار کرد که نامه‌ای به خاله‌اش بنویسد و از او درخواست پول کند و چند روز بعد پنجاه کرون پول به دست هیتلر رسید.

تصویر هانیش، دوست هیتلر

نقاشی کشیدن هیتلر

اولین کار هیتلر پس از دریافت پول خرید یک پالتو کهنه بود، سپس هیتلر تصمیم گرفت در یک پانسیون بزرگ و ارزان قیمت در مانرهایم اقامت کند و هاتیش چون نمی‌خواست ولخرجی کند،

از هیتلر جدا شد.

پس از تحمل ماه‌های سخت و طاقت فرسا برای هیتلر زندگی در پانسیون، ایده آل بشمار می‌رفت.

چند روز بعد، هانیش با خرید وسایل نقاشی نزد هیتلر آمد تا هیتلر نقاشی بر روی کارت پوستال را انجام دهد و هانیش آنها را بفروشد.

تقریباً هیتلر و هانیش در نتیجه این همکاری درآمد مناسبی بدست آوردند.

هیتلر که دوباره به زندگی امیدوار شده بود، دوباره به سیاست علاقمند شد.

هیتلر در مباحث سیاسی خود با سوسیال دمکرات‌ها که بعضی از رهبران آنها یهودی بودند بشدت مخالفت می‌کرد.

مطالعه این قسمت برای همه سنین مناسب نیست📣

(درباره ریشه‌های دشمنی هیتلر با یهودیان در بسیاری از کتاب‌ها موارد زیر را برشمردند:

داستان ولادت نامشروع پدرش که قطعاً هیتلر از آن اطلاع داشته- مرگ مادرش که هیتلر دکتر بلوخ یهودی را مقصر می‌دانست-

حسادت درباره موفقیت‌های یهودیان و مخالفت مسئولین یهودی آکادمی هنرهای زیبای وین با پذیرفته شدن او)

هیتلر و آغاز سیاست

در بهار سال ۱۹۱۰ هیتلر طوری سرگرم سیاست شد که دیگر قادر به انجام سفارشات، هانیش نبود و هانیش او را ترک کرد.

بعد از ترک هانیش، هیتلر دیگر قادر به فروش تابلوهای خود نبود و نمی‌توانست مایحتاج روزانه خود را برآورده کند.

به همین دلیل دوباره به خاله یوهانا متوسل شد و چون خاله یوهانا در شرف مرگ بود، بخش اعظمی از اندوخته ی خود را در حدود ۳۸۰۰ کرون بود، در اختیار هیتلر قرار داد و هیتلر بعد از شکایت خواهرش داوطلبانه کل مبلغ را در اختیار خواهرش قرار داد.

در سن ۲۳ سالگی او یک مرد اجتماعی است که با همه می‌جوشد کمتر حرف می‌زند و بیشتر گوش می‌کند.

شعر هیتلر درباره آلمان

هیتلر آلمان را وطن اصلی هر آلمانی می‌داند و اتریش را جزئی از این وطن می‌شناسد و حتی شعری هم در این رابطه سروده:

ما آزاد و رها بسوی تو می‌نگریم

ما ثابت و استوار بسوی تو می‌نگریم

ما با شور و اشتیاق بسوی تو می‌نگریم

ای وطن عزیز آلمان. سرافراز و جاوید بمان!

هیتلر وین را ترک کرد

در بیستم آوریل ۱۹۱۳ هیتلر در بیست و چهارمین سالگرد تولد خود در میان دوستان مانرهایم جشن گرفت و به آنها گفت که می‌خواهد به وطن اصلی خود بازگردد و در مونیخ زندگی کند.

روز بیست و چهارم آوریل ۱۹۱۳ هیتلر تصمیم خود را به اجرا گذاشت و در ایستگاه راه آهن وین سوار قطار شد، هنگام ترک وین هیتلر همه خاطرات تلخ و شیرین گذشته از زندگی در این شهر بخصوص خانه‌های محقر و کثیف اطراف ایستگاه راه آهن و دوران آوارگی را بیاد می‌آورد این دورانی بود که هیتلر در کتاب نبرد من از آن بعنوان سالهای تحصیل و رنج در وین یاد می‌کند،

شروع دوران هیجان و اشتیاق هیتلر را در قسمت بعدی خدمت شما عزیزان خواهیم گفت با ما همراه باشید که چهره واقعی هیتلر را بهتر بشناسیم.

مطالب مرتبط

یک فکر در مورد “زندگی هیتلر بخش چهارم | مجموعه نقاشی‌های زیبای هیتلر

  1. علی کامرانی گفت:

    واقعا عالی و ریزبینانه تعریف میکنید

    1. شیما رشیدی گفت:

      ممنون از همراهی شما

  2. سیدجلال حسینی گفت:

    از اقای قادری عزبز به خاطر این مطالب زیبا و مفید سپاسگذاریم و عرض خسته نباشید داریم خدمتتان

    1. شیما رشیدی گفت:

      ممنون از همراهی شما

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.