ژیوارنامه

زندگی هیتلر بخش سوم | مدرسه زندگی برای آدولف

نویسنده: جناب آقای امید قادری

قسمت سوم:مدرسه زندگی

بعد از فوت مادر هیتلر،او  و برادرش همه سهم الارث خود را در اختیار خواهرشان گذاشتند.

سپس هیتلر تصمیم گرفت همراه با دوست خود کوبیزک به وین بازگردند.

کوبیزک خیلی زود موفق شد در آکادمی موسیقی وین ثبت نام کند، ولی هیتلر موفق به پذیرفته شدن در آکادمی نشد و باعث عصبانیت زیاد او شد.

عادات جالب هیتلر

کوبیزک می‌نویسد: هیتلر دنیا را پر از تباهی و ظلم می‌دانست و از همان زمان در لابه لای حرف‌های خود از نظم نوینی که باید بر جهان حاکم شود و به همه بی‌عدالتی‌ها و ناروایی‌ها پایان دهد، سخن می‌گفت.

هیتلر روزهای خود را با یک یا دو وعده غذا سر می‌کرد.

شلوارش را همیشه زیر تشک می‌گذاشت و پیراهن‌هایش را خودش می‌شست و بسیار مقتصد بود ولی بیشتر پول برای رفتن به تئاتر و اُپرا و خواندن کتاب هزینه می‌کرد.

هیتلر با خود چه زمزمه می‌کرد

یکی از قطعاتی که بارها با خود زمزمه می‌کرد:

و هنوز به هدف خود نرسیده ام

من آن‌ را احساس می‌کنم اما هنوز نمی‌توانم آن را درک کنم، نه می‌توانم به آن برسم و نه می‌توانم فراموشش کنم، و اگر روزی آنرا به چنگ بیاورم نمی‌دانم چگونه بکار گیرم.

در آن روزها امپراطوری اتریش در اوج عظمت و شکوه بود و‌ وین پایتخت موسیقی دنیا بشمار می‌رفت.

هیتلر غذای روزانه‌اش غالباً قطعه‌ای نان با کمی کره بود و در هفته بیش از دو وعده غذای گرم نمی‌خورد و در اتاق کثیف و پرحشره زندگی می‌کرد و حتی بدون برق بود.

۱۹ سالگی هیتلر- انزوای کامل

در تولد ۱۹ سالگی هیتلر و بعد از رفتن کوبیزک برای دیدن خانواده در انزوای کامل بسر می‌برد و او حتی نسبت به دختران و ارتباط برقرار کردن با آنها بسیار بی تفاوت بود او بشدن با فحشا مخالف بود و آنرا بیماری مهلکی برای جامعه بشری می خواند.

بعد از فارغ التحصیلی کوبیزک با نمرات عالی از آکادمی موسیقی وین او بعنوان ویولو‌نیست در ارکستر سمفونیک وین مشغول بکار شد و به هیتلر پیشنهاد داد تا با خرج‌ خود به منطقه بهتری در وین نقل مکان کنند ولی این پیشنهاد به هیتلر گران آمد و بدون اینکه نشانه ای از خود بجا بزارد خانه را ترک کرد.

سپس خانه‌ای در فلبراشتراسه اجاره کرد ولی چون از پس پرداخت هزینه‌ها بر نمی‌آمد به ناچار آنجا را هم ترک کرد.

زنده ماندن از آن زمان به بعد هیتلر، آسمان جُل آواره‌ای بود که شب‌ها بر روی نیمکت پارک‌ها و مکان‌های عمومی به صبح می‌رساند و در شب‌های بارانی به جای سر پوشیده پناه می‌برد و روی زمین می‌خوابید.

آنسال زمستان زودتر فرا رسید و در اوخر اکتبر ۱۹۰۹ هیتلر مجبور شد سرپناهی برای خود پیدا کند.

مدتی در یک بار می‌خوابید و چندی هم در گرمخانه یک مرد خیر یهودی که برای فقرا ساخته بود به سر برد.

خود هیتلر از این دوران بعنوان غم انگیزترین روزهای زندگی خود یاد می‌کند و میگوید: من هنوز هم وقتی آن دخمه‌های کثیف و مناظر شوم و چهره‌های در هم ریخته و مرده‌های متحرک را بیاد میاورم بر خود می‌لرزم.

زندگی سخت و دشوار هیتلر

هیتلر حتی برای گرفتن غذا هر روز در مقابل صومعه می‌ایستاد تا نزدیک ظهر یک کاسه سوپ گرم بدست بیاورد.

در اواخر دسامبر سال ۱۹۰۹ هیتلر قسمت عمده لباس‌های خود را فروخته و در آن سرمای سخت شب‌ها برای اینکه یخ نزند، تا صبح راه می‌رفت.

ولی نتوانست این وضع را تحمل کند و به ناچار شب کریسمس بعد از دو ساعت پیاده روی در آن سرمای سخت به خانه مساکین در حومه وین رفت و در آنجا ساکن شد.

با ما همرا باشید تا بفهمیم مردی که این همه طعم فقر و بدختی را کشیده به یکی از قویترین مردهای تاریخ تبدیل می‌شود؟؟

برای مطالعه زندگی هیتلر بخش اول کلیک کنید👈

برای مطالعه زندگی هیتلر بخش دوم کلیک کنید👈

مطالب مرتبط

یک فکر در مورد “زندگی هیتلر بخش سوم | مدرسه زندگی برای آدولف

  1. دکتر حسینی گفت:

    از نویسنده خوب ژیوار متشکرم

    هرشب با خانواده میشینم براشون میخونم
    ممنونم ژیوار

    1. شیما رشیدی گفت:

      ممنوننم از شما دوست عزیز🎁

  2. دکترامینی گفت:

    بسیار زیبا مثل قسمت های قبل

  3. علی کامرانی گفت:

    واقعا داستان جالبی هست هیچ وقت اینقدر دقیق و با جزییات همچین داستانی نخواندم ممنونم از شما
    بی صبرانه منتظر بقیه قسمت ها هستیم

    1. شیما رشیدی گفت:

      حتماً براتون نشر خواهیم داد آقای کامرانی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *