مجله مجارستان

گئورگ لوکاچ | فیلسوف مارکسیست مجارستانی

بیوگرافی گئورگ لوکاس

گئورگ لوکاچ (متولد 13 آوریل 1885، بوداپست، مجارستان – درگذشت 4 ژوئن 1971، بوداپست)، فیلسوف، نویسنده و منتقد ادبی مارکسیست مجارستانی است. وی بر جریان اصلی تفکر کمونیستی اروپا در نیمه اول قرن بیستم تأثیر گذاشت. مشارکت‌های عمده او شامل فرمول‌بندی یک نظام مارکسیستی از زیبایی‌شناسی است که با کنترل سیاسی هنرمندان مخالفت و از اومانیسم دفاع می‌کند. از دیگر تلاش‌های گئورگ لوکاچ شرح و بسط نظریه بیگانگی در جامعه صنعتی است که در اصل توسط کارل مارکس (1818-1883) مطرح شد.

گئورگ لوکاچ و مارکسیسم

لوکاچ در یک خانواده ثروتمند یهودی به دنیا آمد، مارکسیست شد و در سال 1918 به حزب کمونیست مجارستان پیوست. او پس از سرنگونی رژیم کمونیستی مجارستانی کورن بلا در سال 1919 که در آن به‌عنوان کمیسر فرهنگ و آموزش خدمت می‌کرد، به وین نقل‌مکان نمود و به مدت 10 سال در آنجا ماند. لوکاچ نقد کمونیسم را ویرایش کرد و یکی از اعضای جنبش زیرزمینی مجارستان بود. در این دوره گئورگ لوکاچ تاریخ و آگاهی طبقاتی را نوشت (1923) که در آن فلسفه منحصربه‌فرد مارکسیستی از تاریخ را توسعه داد و با پیوند دادن جایگاه فرم در هنر با تاریخ مبارزه طبقاتی، اصول ادبیات انتقادی خود را پایه‌گذاری کرد.

گئورگ لوکاچ با پشت کردن به ادعاهای مارکسیسم مبنی بر کاملاً علمی بودن تغییرات اجتماعی و اقتصادی، آن را به‌عنوان یک جهان‌بینی فلسفی بازنگری کرد. او معتقد بود که حتی اگر همه پیش‌بینی‌های مارکس نادرست باشند، مارکسیسم همچنان اعتبار خود را به‌عنوان چشم‌اندازی از زندگی و فرهنگ حفظ می‌کند. لوکاچ در نقدهای بعدی خود از ادبیات، ارادت خود را نسبت به رمان‌نویسان رئالیست بورژوای بزرگ قرن نوزدهم نشان داد، ترجیحی که توسط طرفداران دکترین رسمی رایج رئالیسم سوسیالیستی در اتحاد جماهیر شوروی تقبیح شد.

بیوگرافی گئورگ لوکاس

اواسط زندگی وی

گئورگ لوکاچ به‌جز دوره‌ای کوتاه در سال‌های 1930–1931 که در مؤسسه مارکس-انگلس در مسکو حضور داشت، از سال 1929 تا 1933 در برلین زندگی کرد. در سال 1933 بار دیگر برلین را به مقصد مسکو ترک نمود تا در راه‌اندازی مؤسسه‌ی فلسفه برلین شرکت کند. در سال 1945 به مجارستان بازگشت و در آنجا عضو پارلمان و استاد زیبایی‌شناسی و فلسفه فرهنگ در دانشگاه بوداپست شد. در سال 1956 او یکی از چهره‌های مهم قیام مجارستان بود و در طول شورش، به‌عنوان وزیر فرهنگ خدمت می‌کرد. گئورگ لوکاچ سپس دستگیر و به رومانی تبعید شد، اما در سال 1957 اجازه بازگشت به بوداپست را پیدا کرد.

گئورگ لوکاچ بیش از 30 کتاب و صدها مقاله نوشت. ازجمله آثار او می‌توان به روح و فرم (1911) اشاره کرد، مجموعه‌ای از مقالات که شهرت او را به‌عنوان یک منتقد تثبیت نمود. رمان‌های تاریخی در سال 1955 و کتاب‌هایی در مورد یوهان ولفگانگ فون گوته، گئورگ ویلهلم فردریش هگل، ولادیمیر لنین، کارل مارکس و مارکسیسم و ​​زیبایی‌شناسی از دیگر آثار این فیلسوف است.

اواخر عمر گئورگ لوکاچ

با شرکت گئورگ لوکاچ در قیام مجارستان علیه حکومت شوروی در سال 1956، وی بار دیگر مورد انتقاد حزب ارتدکس قرار گرفت و عملاً از زندگی سیاسی کنار گذاشته‌شد. این ماجرا فصل جدیدی را در زندگی لوکاچ گشود. پس از مرگ استالین، به‌طور فزاینده‌ای برای او امکان‌پذیر شد که علناً از استالینیسم انتقاد کند و برای اولین بار از سال 1928، دیدگاه خود را برای آینده مارکسیسم بیان نماید. استدلال گئورگ لوکاچ این بود که حزب کمونیست باید اعتماد عمومی را برای رقابت با راست‌گرایان و چپ‌گرایان دیگر به دست آورد. او همچنین در دولت کوتاه‌مدت نگی، به‌عنوان وزیر آموزش عمومی خدمت کرد. پس از تهاجم متعاقب شوروی، گئورگ لوکاچ دستگیر و در رومانی زندانی شد. اما برخلاف سایر اعضای دولت، اعدام نشد، بلکه صرفاً از حزب کمونیست اخراج گردید.

او بعدها در سال 1969 دوباره به حزب کمونیست پیوست. تلفیق زیبایی‌شناسی و اخلاق مارکسیستی، بعداً تا حد زیادی به مرکز هستی‌شناسی اجتماعی گئورگ لوکاچ و کار اصلی وی تبدیل شدند. اما وی هرگز مجال نیافت که در حیات خویش، آن را به پایان برساند. او تا اواخر عمر به انتشار گسترده ادبیات و هنر ادامه داد. گئورگ لوکاچ در 4 ژوئن 1971 در بوداپست درگذشت.

بیوگرافی گئورگ لوکاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.