مجله ایتالیا

زندگی فرانسیسکو فرانکو قسمت ۳ | گلوله به شکم فرانکو اصابت کرد

زندگی فرانسیسکو فرانکو

با این حال در ژوئن ۱۹۱۶ سانحه‌ای رخ داد که طی آن چیزی نمانده بود فرانکو جانش را از دست بدهد، در راس نیروهای بومی البیوض را گرفته بود و داشت برای تقسیم اجرت سربازان آماده می‌شد که گلوله‌ای به شکمش خورد.

مرگ در یک قدمی فرانکو

آن روزها در آب و هوای شمال آفریقا جراحت‌های شکم اغلب به مرگ می‌انجامید.

زخم او چنان بود که بردنش به بیمارستان بیهوده به نظر می‌رسید اما بختش بلند بود پزشک نظامی جلوی خونریزی را گرفت و اجازه نداد مجروح به بیمارستان منتقل شود.

فرانکو به راستی خوش اقبال بود که در جنگی که در آن، فقط هنگام اقامت او در مراکش، ۹۷۱ افسر و ۱۶ هزار سرباز تلف شدند این تنها زخم او بود.

بعدها گفت مرگ را دیدم که از کنارم گذشت اما خوشبختانه به جایم نیاورد.

بازگشت فرانکو به اسپانیا

فرانکو به اسپانیا بازگشت و به فرماندهی هنگ پیاده شاهزاده نشین اویدو گمارده شد که اگر چه نزدیک خانواده بود، اما احساس غریبی داشت اولاً دلش برای آفریقا تنگ شده بود.

 به عقیده خوآکین نخستین زندگینامه نویس فرانکو: خون آفریقا در رگ‌هایش جاری بود.

به زودی دو دوست دیگر هم به او پیوستند. آلونسا بگا با پسرعمویش پاکون.

زندگی فرانسیسکو فرانکو

تغییر اسپانیا از دید فرانکو

از سوی دیگر پس از بازگشت با کشور دیگری روبرو شد. اسپانیایی بی طرف در خلال جنگ اول جهانی به کشورهای هر دو سوی جنگ کالا صادر می‌کرد و از این راه به رشد اقتصادی چشمگیری دست یافته بود اما کثرت صادرات در پایان سال ۱۹۱۶ سبب بروز کمبودهایی در بازار داخلی شد.

در سال ۱۹۱۷ تظاهرات فقرا به هجوم آنها به انبارهای خواربار انجامید. کارگران سازمان یافته کوشیدند از طریق اعتصاب‌ها سامانی به وضع خود بدهند.

فرانکو هنگامی که به آفریقا رفت جوان ۲۰ ساله پر سودا و کم تجربه‌ای بود. ورود به دوره بزرگسالی در فاصله زمانی بسیار کوتاهی روی داد، کما بیش در مدت سه سال و نیم، دور از زندگی واقعی اسپانیا، حتی دور از جامعه اسپانیایی محلی، در میان سربازان آفریقایی.

اکنون که مرد جنگی دنیا دیده‌ای شده بود دست روزگار او را با درجه سرگردی درست به آستوریا کشانده بود. سرزمین معادن و یکی از مراکز رشد اقتصادی سال های اخیر لوکوموتیوهای بسیاری از کشورهای در حال جنگ از هر دو سو و کوره‌های کارخانه‌های اسلحه‌سازی‌شان با زغال سنگ آستوریا کار می‌کرد.

در عین حال در این جا در کنار کاتالونیا سرزمین سازمان یافته ترین مراکز کارگری هم بود و نشانه های ناخنشنودی حاصل از خرابی اوضاع زندگی اینجا بیش از جاهای دیگر به چشم می‌خورد. چند ماه پس از  بازگشت به کشور فرانکو  به یکباره به مقابله با جنبش های کارگری رفت و با همسر آینده اش نیز آشنا شد.

زندگی فرانسیسکو فرانکو

موج محلی اعتصابات رخ داد

در اگوست ۱۹۱۷ بزرگترین موج محلی اعتصابات سراسری درست در حوزه فرماندهی فرانکو پدید آمد. درآستوریا رهبری سازمان های کارگری اغلب در دست سوسیالیست ها بود .با آنکه اعتصاب در  آرامش آغاز شده بود، فرماندار نظامی محلی روز  13 آگوست حکومت نظامی اعلام کرد. یگان زیر فرمان فرانکو از یک گروهان هنگ پادشاهی، یک گروه مسلسل چی و یک  گروهان ژاندارم تشکیل می شد. از آنجا که خیال میکردند کارگران معادن دست به خرابکاری خواهند زد در دهانه نقبها  مسلسل کار گذاشتند. به گفته مورخ اسپانیایی، آمارو دل روسال ، فرماندار نظامی اعتصاب کنندگان را عوامل مزدور خارجی نامید  و وعده داد که آنها را مثل حیوانات درنده جنگلی شکار کند . حاصل  کار ۸۰ کشته ۱۵۰ زخمی و ۲۰۰۰ زندانی بود البته پس از آغاز دخالت نظامیان کشته ها دیگر تنها از  یک طرف نبود.

از آنجا که در ماه آگوست یگان های دیگری هم در منطقه خدمت می‌کردند نمی‌توان به طور دقیق معین کرد که سهم افراد فرانکو در عملیات بی رحمانه، تجاوزهای وحشیانه نسبت به معدنچیان  و زنان شان ،شکنجه افراد دستگیر شده، و آدمکشی های بی پروا چه  اندازه بوده است.

زندگی فرانسیسکو فرانکو

استراتژی فرانکو

به این ترتیب قهرمان آفریقا در ماه آگوست 1917 برای نخستین بار سربازانش را علیه گروهی از اهالی اسپانیا رهبری کرد. هیچ نشانه‌ای از آنکه این حادثه تکانی به او داده  باشد در دست نیست. گرچه عملیات مراکش هم جنگی میان دو کشور مستقر نبود جنگی بود علیه اهالی نافرمان سرزمینی که از  نظر حقوقی تحت الحمایه اسپانیا محسوب می‌شد. فرانکو در این هنگام پا به عرصه ای از  عملکرد نیروهای ارتش گذاشت که محتوای آن نه  دفاع از خاک کشور و  بلکه دفاع از نظام اجتماعی موجود بود. نشانه‌ها حاکی از آن است که اصل اولویت نظم بر هر ارزش دیگری عمیقاً در خودآگاه فرانکو هک شده بود.

نویسنده: سرکار خانم الناز صبور

مطالب مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.